محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
214
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( و أما الأغنياء من مترفة الأمم فتعصبوا لآثار مواقع النعم ) واژهشناسان « ترف » را به معناى تنعّم و رفاهزدگى مىدانند . « 1 » رفاهزدگان تنها از زاويه ثروت به مسايل مىنگرند و تنها سخن از سود و تجارت را مىشنوند و گفتار حق و عقل و دين و عدل را خرافه مىشمرند و اين بزرگترين نشانه بر فساد آنان است . خداوند درباره آنان مىگويد : « خوشگذرانان آنها گفتند ما به آنچه شما بدان فرستاده شدهايد كافريم و گفتند ما دارايى و فرزندانمان از همه بيشتر است و ما عذاب نخواهيم شد . » « 2 » مرفهان قريش نيز پيامبرى محمد صلّى اللّه عليه و آله را تنها از آن روى انكار كردند كه او را تهيدست و بدون مال و ثروت و زمين و باغ مىديدند : « يا گنجى بهطرف او افكنده نشده يا باغى ندارد كه از [ ثمرات ] آن بخورد و ستمكاران گفتند جز مردى افسونشده را دنبال نمىكنيد . » « 3 » اسلام و تسامح ( فإن كان لا بد من العصبية فليكن تعصبكم لمكارم الخصال ) تعصب براى حق و دفاع از آن نوعى فضيلت است ، اما تعصب براى نژاد ، رنگ پوست ، حزب و . . . رذالت است . آنچه گذشت خلاصه منظور امام عليه السّلام در اين بند بود . مواردى مانند وفا ، نيكوكارى ، انصاف ، فرونشاندن خشم و پرهيز از فساد تنها نمونههايى از قاعده كلى پيش گفته است . همگان گواهى دادهاند كه در اسلام هيچ گرايش تعصبآميز و نژادپرستانه وجود ندارد و برترى در اين دين بر
--> ( 1 ) . لسان العرب : 9 / 17 . ( 2 ) . وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ * وَ قالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ سباء / 34 : 34 - 35 . ( 3 ) . أَوْ يُلْقى إِلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْها وَ قالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً فرقان / 25 : 8 .